پاییز در نیویورک است. «سم» از دوستدخترش جدا شده و پدرش نیز به تازگی فوت کرده است. او که از دنیا خسته و به شدت مست است، آرامش موقتی را در آغوش «آنا» مییابد؛ خونآشام مرموزی که او را از دوستانش دور کرده و به دام اعتیاد و جنون میکشاند.