پس از بارش شهابی در کالیفرنیا، ملیسا احساس میکند که همکارانش و رئیسش سامانتا که در آژانس متعلق به ویکلند کار میکنند، پس از دریافت یک گیاه عجیب، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند. او ترسهای خود را با همکارش بیلی و کارآگاه الکساندر که تنها افرادی هستند که میتواند به آنها اعتماد کند، در میان میگذارد.