زندگی اشلی هجدهساله در مسیر نادرستی قرار گرفته است. او با گروهی از افراد ناباب رفتوآمد میکند و به دنبال راهی برای فرار از تنشهای خانوادگی است. همه چیز زمانی تغییر میکند که یک تعمیرکار که در خانه آنها کار میکند، او را تشویق میکند تا برای یک نمایش کریسمس با حضور کودکان محروم داوطلب شود. اشلی با کمک به افراد نیازمند هدف جدیدی در زندگی پیدا میکند و از آن برای بهبود روابط خانواده آشفتهاش بهره میبرد. آنها در کنار هم متوجه میشوند که یک فرد چگونه میتواند با بخشندگی، تاثیری بزرگ بر زندگی دیگران بگذارد.