هری برگ هم یک کلاهبردار است و هم یک هنرمند واقعی؛ او مجسمههای بزرگی از تلویزیونها میسازد؛ اما در هیچکدام از این نقشها چندان موفق نیست. او مقداری پول بدهکار است که این موضوع او را با ریچل دابز درگیر میکند، کارآگاه پلیسی که با یک آژانس وصول مطالبات همکاری میکند. وقتی یک بسته عجیب به دست هری میرسد، هم این مرد کلاهبردار و هم کارآگاه خود را درگیر یک توطئه شرکتی شوم برای دستکاری در قرعهکشی بختآزمایی میبینند.