دیوید، یک دانشجوی فارغالتحصیل سادهدل، داوطلب شده است تا به عنوان «همراه» برای افراد در حال مرگ مبتلا به ایدز کار کند. او برای همراهی با رابرت به شدت سیاسی تعیین میشود، یک فعال باسابقه که دوستان و خانوادهاش پس از تشخیص بیماری او را رها کردهاند. این دو مرد که هر کدام جهانبینیهای متفاوتی دارند، به زودی پیوندهای مشترکی پیدا میکنند؛ چرا که فعال درون دیوید بیدار میشود و نیاز رابرت به تخلیه احساسی برآورده میگردد.