لیز کوهن به یک اردوگاه ویژه اسیران جنگی برای زنان یهودی فرستاده میشود؛ اردوگاهی که به عنوان فاحشهخانه برای سرگرمی افسران و سربازان آلمانی که عازم جنگ هستند اداره میشود. این اردوگاه با مشت آهنین توسط فرمانده استارکر و دستیارش آلما اداره میشود. استارکر وقتی میبیند لیز هیچ ترسی از خود نشان نمیدهد ناامید میشود و آزمایشهای بیرحمانهای را برای ترساندن او طراحی میکند، اما بیفایده است. لیز پس از اینکه متوجه میشود احساس گناهش بیاساس است، شروع به بازی در زمین استارکر میکند، اما با وجود اینکه زندگی بهتری را آغاز میکند، جنایاتی را که دیده و تجربه کرده است فراموش نمیکند.