یک مادر در تلاش برای مبارزه با بحران اقتصادی در پرتغال، دو شیفت کار میکند تا مخارج را بپردازد، چرا که همسرش بیکار است. دختر نوجوان آنها تلاش میکند به زندگی روزمره خود ادامه دهد، هرچند که پول به شدت کم است و این موضوع همه چیز را سخت و ناآرام میکند. آنها با فرار از واقعیت مشترک خود، به آرامی برای یکدیگر غریبه میشوند، در حالی که تنش در سکوت و احساس گناه رشد میکند.