آن داستان ریشآبی را برای خواهر کوچکترش، ماری کاترین، میخواند. در فرانسه قرن هفدهم، دو خواهر دیگر که آنها هم آن و ماری کاترین نام دارند، با مرگ پدرشان فقیر و بیچیز میشوند. ماری کاترین در آرزوی ازدواج با مردی ثروتمند است و به زودی دلباخته ریشآبی، مرد مطلقه و پولدار میشود. ماری کاترین که از فرصت به دست آمده برای یک زندگی مرفه سپاسگزار است، با ریشآبی ازدواج میکند؛ با وجود شایعاتی مبنی بر اینکه او کشتن همسرانش را به یک سرگرمی تبدیل کرده است.