سال ۱۸۹۳ است و طلا به خارج از کشور قاچاق میشود. اشرار به جای دزدیدن شمشهای طلا، سنگ معدن با عیار بالا را میدزدند، آن را ذوب میکنند و سپس روکش میکنند تا شبیه سرب به نظر برسد. دولت مامورانی به نامهای برت و لری را میفرستد که در ظاهر هفتتیرکشهای تگزاسی وارد کریپل کریک میشوند. برت عملیات ذوب را پیدا میکند و لری از نحوه پرداختها باخبر میشود. اما کلانتر فاسد شهر به این دو مرد مشکوک است و پاسخ استعلام او از تگزاس، هویت آنها را فاش کرده و جانشان را به خطر میاندازد.