ژولین، کارگردان سینما، در مرحله تدوین فیلم جدید خود به نام «ژولیت قربانیشده» است. او که توسط تهیهکنندهاش تحت فشار قرار گرفته، از یک تدوینگر حرفهای کمک میخواهد. این تدوینگر آن نام دارد و ژولین به زودی عاشق او میشود. در طول فیلم، هر دو روبروی میز تدوین نشستهاند، به موسیقی گوش میدهند، درباره سیاست صحبت میکنند و از این میگویند که سینما باید درباره چه چیزهایی باشد و درباره چه چیزهایی نباشد.