گرنت ویترز شرور، یک اسب قاتل را آزاد میکند تا اسبهای ارزشمند دامداریهای مجاور را نابود کند. او امیدوار است با این کار از دامداران برای ارائه «امنیت» باجگیری کند. روی رد تبهکاران را میگیرد اما ناگهان به دام آنها میافتد. پیتر مایلز، پسربچهای که به شدت از اسبها میترسد، بر ترس خود غلبه میکند و برای آوردن کمک و نجات آنها سوار بر اسب میتازد.