این درام رنج کودکان رهاشده در شهرهای بزرگ را به تصویر میکشد. برونوی ۱۳ ساله از خانواده خوبی است، اما از زمان مرگ مادربزرگش بیشتر وقت خود را به تنهایی و در دنیای خیالپردازی میگذراند، در حالی که مادرش در محل کار است. اما پس از آن او با ژان روژه خشن دوست میشود که از خانوادهای به شدت آشفته است که هیچکس به کارهای او اهمیت نمیدهد. در مدرسه، ژان روژه فقط برای تفریح، معلمشان را به مرز ناامیدی میکشاند. معلم برای جدا کردن این دو پسر، با دادن درسهای اضافی شروع به تحریک علایق برونو میکند. وقتی ژان روژه از دست دادن تنها دوست خود میترسد، حتی پرخاشگرتر میشود.