وقتی بیلی از کانون اصلاح و تربیت بازمیگردد، مجبور میشود در دبیرستان دیگری در آن سوی شهر تحصیل کند. او تلاش میکند تا زندگی جدید و پاکی را شروع کند، اما رقیب قدیمیاش کار را برای او آسان نمیکند و دوستش لویی سعی دارد دوباره او را به راه کج بکشاند. برادرش جو، که کاملاً برعکس بیلی است، دونده خوبی است و مصمم است تا بورسیه ورزشی دوومیدانی را به دست آورد. او به بیلی پیشنهاد میکند که به تیم دوومیدانی مدرسهاش بپیوندد، که این کار دو برادر را در مقابل یکدیگر قرار میدهد.