لوچیا هر آنچه را که یک زن میتواند آرزو کند دارد؛ همسر و پسری دوستداشتنی و این فرصت که خود را کاملاً وقف خانوادهاش کند. او همچنین از دوران دانشگاه رابطهای دوستانه و دیرینه با کریستینا دارد. با این حال، در میان این تعطیلات تابستانی مستکننده و آرامشبخش، لوچیا چیزی جز دلتنگی برای کسی که در گذشته بود حس نمیکند. لوچیا و کریستینا به همراه همسرانشان، تابستان را در دهکده ساحلی کوچکی میگذرانند. اما ...