سیمون اوبر تمام زندگی خود را بر پایه دروغ پیش میبرد. او که مدیر یک شرکت هواپیمایی است، درباره همهچیز دروغ میگوید. دروغهای منفعتطلبانه سیمون آنقدر زیاد است که جهان تصمیم میگیرد برای اصلاح این کجی به او درسی بدهد؛ به این ترتیب در آستانه جلسه حیاتی شرکت با یک تاجر روسی که سیمون برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه محل کار برادر دوقلویش فیل، شدیداً نیاز به تحت تأثیر قرار دادن او دارد، تمام دروغهایش به واقعیت تبدیل میشوند.