وقتی دختربچه دوستداشتنی و عزیزی به طور تراژیک بر اثر یک بیماری قلبی نادر میمیرد، والدین داغدارش رها میشوند تا تکههای زندگیِ زمانی بینقص خود را دوباره کنار هم بگذارند. در جریان مجموعهای از رویدادها که تحت تأثیر ایمان (و شاید معجزات) قرار دارند، آنها به سمت یک دختر بیخانمان در خیابانها هدایت میشوند و نبردی برای پیوند دوباره به عنوان یک خانواده و التیام قلبهای شکستهشان آغاز میشود.