یک روایت بصری تقریباً بدون کلام که دو داستان اصلی و چند داستان فرعی را در هم میآمیزد. زنی که شاید مریم مقدس باشد، نوزادش را به میان جمعیتی از پاپاراتزیهای مزاحم میآورد و سعی میکند از دست آنها فرار کند. دو مرد که عاشق یکدیگرند ازدواج میکنند و توسط قدرتهای حاکم دستگیر میشوند. آن مردان مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفته، قیرمالی و پرمالی شده و مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. در این دنیای معاصر که پر از خطوط انتقال برق است، عیسی نیز حضور دارد. عناصر طبیعت، به ویژه آتش و آب، با قدرت سیاسی که نابردبار و آدمکش است، در ستیز هستند.