اوساکا در اوایل دهه ۱۶۰۰، پس از نبرد تاریخی سکیگاهارا؛ گروهی از کودکان یتیم در میدان جنگ سرگردانند و به دنبال زره میگردند که با پسر جوانی به نام ساسوکه ملاقات میکنند. او قدرتهای جادویی دارد و میگوید این قدرتها از شهابسنگی که به زمین برخورد کرده به او رسیده است.