پادشاه کولیها یک درام معاصر است که در سنتهای جامعه کولیهای ایرلندی ریشه دارد و با تمهای احساسی شکسپیری از عشق، خیانت، دوستی و انتقام پیش میرود. داستان درباره جان پل مورهوس در تلاش ویرانگرش برای کشف حقیقت درباره قاتل پدرش در دوازده سال پیش است. تمایل جان پل به انتقام زمانی متزلزل میشود که او عاشق وینی پاور، دختر مردی میشود که به قتل پدرش مظنون است. اکنون جان پل باید میان اشتیاق سوزانش برای عدالت و تمایلش به بودن با زنی که دوستش دارد، مبارزه کند.