سال ۱۹۱۸. فابیان بالینت مجبور میشود در جبهه ایتالیا انسانها را بکشد. در خانه، پسرانش کشیش را که معشوقه مادرشان است، در رودخانه کراسنا غرق میکنند. همسر فابیان دیوانه میشود. بالینت پس از بازگشت به خانه، کالسکه ران شخصی بارون میشود.