خدمتکار جوانی به نام آنا کار خود را برای خانواده اشرافی ویزی آغاز میکند. خانم ویزی به این خدمتکار سختکوش افتخار میکند اما رفتار خوبی با او ندارد. برادرزاده او با حرفهای شیرین آنا را فریب میدهد، اما به محض اینکه آنا باردار میشود، او را رها میکند. تحقیرهای مداوم آنا سرانجام به پایانی تراژیک منجر میشود.