در سال ۳۰۰۰، سفینه نجات اعماق فضا به نام مادر ۳، فضاپیمای ناپدیدشده دیمیتر را در منظومه کارپات پیدا میکند. کاپیتان آبراهام ون هلسینگ و خدمهاش شامل دستیار موطلایی او آرورا اش، مسیریاب معلول آرتور «پروفسور» هولموود که خود را نابغه میداند، هاموی قویهیکل و نادان، کارآموز مینا موری و جوان ۱۸۷ معتاد به مواد مخدر، تصمیم میگیرند مالکیت دیمیتر را در اختیار بگیرند. آنها هنگام جستجو در فضاپیما، نوار ویدئویی متعلق به پنجاه سال قبل را پیدا میکنند که در آن کاپیتان وارنا میگوید به دلیل رفتار عجیب خدمهاش پس از بارگیری تابوتها در ایستگاه ترانسیلوانیا، خود را در کابینش حبس کرده است. وقتی ۱۸۷ تصمیم میگیرد برای پیدا کردن مواد مخدر احتمالی درون تابوتها را بگردد، دستش میبرد و خون او کنت اورلوک معروف به کنت دراکولا را بیدار میکند. با فاش شدن هویت دراکولا توسط آرورا، بازماندگان تلاش میکنند راهی برای نابودی این خونآشام بیابند.