با شکست سرمایهگذاریهایش در بازار بورس، مردی خود را به شدت بدهکار به یک نزولخور هوسران به نام اوچییاما میبیند. همسر مرد خود را به خدمت اوچییاما درمیآورد تا برای شوهرش زمان بخرد تا بدهی را پرداخت کند. پس از آنکه اوچییاما از این زن برای همدمی با پسر کمتوان ذهنیاش استفاده میکند، زن با یک ماشین تصادف میکند و شوهرش به ورطه ناامیدی و بیماری سقوط میکند. دختر آنها به عنوان رقصنده در یک باشگاه شبانه کار میکند تا پول لازم برای کمک به پرداخت بدهی را پسانداز کند. پس از خودکشی پدرش، دختر تصمیم به انتقام میگیرد.