در پایان جنگ داخلی، یک سرباز اتحادیه از زندان آزاد میشود و با یک همبند به میزوری سفر میکند؛ جایی که همسفرش به جرم اسبدزدی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و دار زده میشود. کالیفرنیا تصمیم میگیرد وسایل همسفر متوفی خود را به مزرعه خانوادهاش ببرد و در آنجا عاشق خواهر دوستش میشود. اما پس از آن، «ارواح» جنگ به شکلی غیرمنتظره بازمیگردند و دوباره به سراغ او میآیند.