بر اساس نمایشنامهای از ویلیس هال. گروهی از سربازان بریتانیایی در جنگل هستند تا صداهای جنگل و صداهای سربازان را ضبط کنند تا این نوارها توسط نیروهای دیگر پخش شود و حواس دشمن را از موقعیت واقعی آنها پرت کند. همانطور که آنها به سمت جایی پیش میروند که فکر میکنند به کمپ اصلی نزدیکتر است، خود را دورتر و دورتر از برد رادیویی میبینند، تا جایی که تنها کانالی که میتوانند به وضوح دریافت کنند، یک فرستنده ژاپنی است. آنها اکنون متوجه میشوند که احتمالا تنها ۱۰ تا ۱۵ مایل با یک کمپ ژاپنی فاصله دارند! تنش با حضور سرباز وظیفه بمفورث، یک «غیرقهرمان» پر سر و صدا که هیچ حرف خوبی درباره هیچکس، به ویژه سرجوخه جانستون (که او هم از بمفورث متنفر است) ندارد، بیشتر میشود. وقتی یک سرباز ژاپنی به اسارت گرفته میشود، چهره واقعی هر یک از این مردان آشکار میشود.