در جریان تهاجم ژاپن به فیلیپین در سال ۱۹۴۲، به کاپیتان هنری لسیتر، گروهبان بیل دین و گروهی متنوع از سربازان آمریکایی دستور داده میشود تا یک پل استراتژیک را نابود کرده و حفظ کنند تا نیروهای ژاپنی به تاخیر بیفتند و ژنرال مکآرتور زمان کافی برای تامین امنیت باتاآن را داشته باشد. وقتی سربازان ژاپنی شروع به بازسازی پل و پیشروی میکنند، این گروه نه تنها با گرسنگی، بیماری و شلیک گلوله دستوپنجه نرم میکنند، بلکه با این حقیقت تلخ روبرو میشوند که احتمالا هیچ نیروی کمکی در راه نیست.