زندگی مشترک یک زن در آستانه فروپاشی است؛ او برای انتقام تصمیم میگیرد یک شب را با معشوقی بگذراند. بنابراین تمام بادکنکهای یک بادکنکفروش را میخرد و آنها را در آسمان پاریس رها میکند؛ روی تمام بادکنکها این پیام نوشته شده است: «بعد از نیمهشب تنها خواهم بود». خواستگاران زیادی به محل قرار میآیند: یک ماهیگیر، یک سرباز، یک مسافر، یک دزد نجیبزاده (اشارهای به آرسن لوپن؟) و دیگران، که این موضوع اصلاً به مذاق میشل، مرد جوانی که عاشق اوست، خوش نمیآید.