چیپ یک معدن طلای ظاهراً بیارزش را از پدرش به ارث برده و کریگ آلن در آستانه خرید آن است. روی مشکوک میشود که شاید معدن باارزش باشد و با استفاده از سرنخی که پدر چیپ به جا گذاشته، شروع به تحقیق میکند. او شفت پنهانی را که حاوی طلاست پیدا میکند و در حالی که کلانتر و گروهش به اتهام ساختگی سرقت در تعقیب او هستند، با نمونههای سنگ معدن به سمت شهر میتازد تا قبل از انتقال مالکیت به آنجا برسد.