پدرو از طریق اتاقهای گفتگو امرار معاش میکند. او در مقابل وبکم خود را به «پسر نئونی» تبدیل میکند. این مرد جوان به آرامی انگشتانش را در قوطیهای رنگ رنگی فرو میبرد و آنها را روی بدن برهنهاش میکشد. اما اوضاع زمانی تغییر میکند که پدرو متوجه میشود کسی در حال تقلید از اجراهای اوست. او موافقت میکند که با رقیب مرموز خود ملاقات کند. این قرار ملاقات پیامدهای گستردهای خواهد داشت.