در ویتنام، به جانی تیلور که آرزوی بازیگری دارد، پس از نجات جان یک فیلمنامهنویس هالیوودی، یک فیلمنامه ارزشمند هدیه داده میشود. پس از بازگشت، جانی برای پیدا کردن استودیویی که به او اجازه بازی در نقش اول را بدهد با مشکل مواجه میشود، تا اینکه دیان، دختر تهیهکننده ونس پاتون را از حمله یک باند موتورسوار نجات میدهد. پدر قدردان، او را نزد مأمور استعدادیابی موری تامپسون میفرستد، اما تامپسون فیلمنامه را برای دیک استیسی، رهبر باند موتورسواران میخواهد. دیک و مأمور او در جریان مهمانی هالووین تهیهکننده، به جانی الاسدی میخورانند و او را به یک سیاهچال میکشانند.