دالسیما که خانوادهاش با او مانند یک کلفت رفتار میکنند، خدمتکار پارکر میشود؛ پیرمردی بیوه و بدعنق که در مزرعهای مجاور در وضعیتی آشفته و مستانه زندگی میکند. وقتی دالسیما متوجه مقدار پولی میشود که او در گوشه و کنار خانه پنهان کرده است، با کمال میل به تمایلات فزاینده پیرمرد نسبت به خودش تن میدهد و رابطهای عجیب اما دوطرفه و سودمند شکل میگیرد. اما در این میان، یک شکاربان جوان و خوشتیپ که بهتازگی به املاک مجاور آمده است، نظر دالسیما را به خود جلب میکند...