چاندان با برادر بزرگتر و عمویش زندگی میکند. یک روز در حالی که برای تهیه دارو برای عمویش از رودخانه عبور میکند، با گونجا آشنا میشود و هر دو در نهایت عاشق یکدیگر میشوند. سرنوشت باعث میشود روپا، خواهر گونجا، با برادر چاندان ازدواج کند. روپا در یک حادثه عجیب جان خود را از دست میدهد. خانواده تصمیم میگیرند که برادر چاندان دوباره ازدواج کند و پیشنهاد ازدواج با گونجا را میدهند. آیا چاندان عشق خود را فدای برادرزاده و برادرش خواهد کرد؟ آیا گونجا برادرزن خود را به عنوان همسرش میپذیرد؟