جیک، بازرگان موفق، دوستدختر باردارش لیندزی را به سفری تفریحی در یک استراحتگاه مجلل بیابانی میبرد. وقتی به آنجا میرسند، لیندزی متوجه میشود که گوئن، همسر سابق و مداخلهگر جیک که در آستانه جدایی از اوست نیز آنجاست. در این تعطیلات رویایی که به کابوس تبدیل شده، مشخص میشود که کسی مصمم است لیندزی هرگز از این سفر زنده بازنگردد.