پس از جنگ داخلی، کاپیتان کنفدراسیون، جاستیس کین، بازنشسته شده تا زندگی آرامی را در کنار پسر خردسال و همسر سیاهپوستش سپری کند. با این حال، مردان گروه سابق او که به «آدمکشهای کین» معروفاند، به زندگی مملو از قتل، شکنجه و سرقت روی آوردهاند. آنها سعی میکنند کین را متقاعد کنند تا بار دیگر با آنها همراه شود. او امتناع میکند و آدمکشها خانوادهاش را به قتل میرسانند. کین با سوگند انتقام، با یک کشیش جایزهبگیر عجیب متحد میشود و قاتلان خانوادهاش را یکییکی شکار میکند.