کلی مرد جوانی در یک شهر کوچک است که شاهد خودکشی دوستش، ارل، به دلیل رابطه پنهانی کلی با همسر او، آماندا، است. کلی که احساس گناه میکند، در برابر اصرارهای بیوه برای ادامه رابطه مقاومت میکند. کلی ندانسته با یک قاتل زنجیرهای به نام لستر لانگ دوست میشود که برای «کمک» به دوست ماهیگیریاش، زن بیوه را به قتل میرساند.