بر اساس قتلهای دیربورن هایتس، دو وکیل در تلاش برای تعیین سرنوشت مردی که در اوج خشم مرتکب جنایتی غیرقابل تصور شده، روبروی هم قرار میگیرند. ناتاشا مارشال، دادستان پرونده، به عدالت و مجازات اعدام اعتقاد دارد، در حالی که جو تاکر، وکیل مدافع، معتقد است زمان سپری شده در زندان میتواند فرد را تغییر داده و اصلاح کند. ناتاشا در مواجهه با خانوادهای رنجدیده و فلاشبکهایی از غم شخصیاش، علیه آنچه قانون میطلبد میجنگد تا در میان دریای خونی که از خشم به پا شده، عدالت را پیدا کند.