آکیرا، جوان آوارهای که شیفته موسیقی جاز است، به محل سکونت خود که یک کلیسای مخروبه است بازمیگردد و گیل را پیدا میکند؛ یک سرباز آمریکایی آفریقاییتبار که پس از مرگ یک سرباز سفیدپوست در حال فرار است. با وجود سوءتفاهمهای شدید و تضاد فرهنگی، آکیرا موافقت میکند که به گیل کمک کند تا به سمت دریا فرار کند و در این مسیر از دست پلیس نظامی بگریزد.