شخصیت اصلی داستان پسری بدون نام است که توسط مادر غایبش آموزش دیده تا جیببری کند. او این کار را بدون هیچ زحمتی انجام میدهد و از درآمدهای خود برای بقا استفاده میکند در حالی که به دنبال مادرش میگردد. وقتی او با صاحب یک مغازهی عتیقهفروشی روبهرو میشود، سرنخی پیدا میکند که ممکن است او را به مادرش برساند. اما ابتدا باید چند کار برای صاحب مغازه انجام دهد و نمیتواند این کار را بهتنهایی پیش ببرد: در این میان دختری بینام وارد ماجرا میشود که تمام تکنیکهای مخفیانهای را که پسر جوان در طول زندگیاش استفاده میکرده، یاد میگیرد.