پس از سرقت از یک فروشگاه، سه مرد ناشناس گروهی از مردم را در یک بیمارستان به گروگان میگیرند. بازرس ایشیدا و کاپیتان تونو مسئولیت مذاکرات را بر عهده دارند، در حالی که یکی از همکارانشان، ستوان آندو، تلاش میکند بفهمد چرا این مردان تصمیم به گروگانگیری در بیمارستان گرفتهاند. از طریق فلشبکها، اطلاعات مرتبط به مخاطب نشان داده میشود. وقتی مذاکرات به پایان میرسد، به نظر میرسد همه چیز خوب پیش رفته است تا اینکه رد مجرمان را گم میکنند. سپس، داستان از زاویهای دیگر فاش میشود که ریشه در احساسات عشق و انتقام دارد.