مارکو اوضاع روحی بدی دارد. او تنها و افسرده است و به سختی روزهای تکراری زندگیاش را پشت سر میگذارد. وقتی یک ملاقات غافلگیرکننده از گذشتهاش زندگی او را زیر و رو میکند، او متوجه میشود که در تمام این مدت چه چیزی مانع پیشرفتش بوده است.