داستان فیلم درباره شهر کوچکی در دوران غرب وحشی است که یک «تیرانداز» نامآشنا و سرگردان وارد آن میشود و در برابر خانواده قدرتمندی که شهر را اداره میکند میایستد. اما این قهرمان فرسنگها با شخصیتهای جان وین فاصله دارد؛ او دستگیر میشود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و رها میشود تا بمیرد، اما توسط زنی تنفروش که خود نیز از دست این گروه از اشرار آسیب دیده، نجات مییابد. تنها کسی که میتواند در مقابل این تیرانداز بایستد، مرد گوشهنشین دیگری است که با وجود منصوب شدن به عنوان کلانتر شهر، به این خانواده بدنام میپیوندد.