این رویای وهمآلود ما را به درون یک خانه سالمندان در استانبول میبرد، جایی که ساکنان آسیبدیده از جنگ، از توجه دوربین لذت میبرند. زنی با صدای لرزان روایت شخصی خود را از نسلکشی ارامنه به اشتراک میگذارد، یک پیانیست با توهمی شیرین قطعهای را اجرا میکند و سپس به عشق خود اعتراف میکند، و یک عکاس نابینا در حالی که دوربینش را به سمت ما نشانه رفته است، با فلاش آن ور میرود. با این حال، در تمام این مدت، دگرگونی شوم این سرزمین به دست ماشینآلات ساختمانی در حال رخ دادن است.