استلیوس دیمیتراکوبولوس تنها ۳۲ ساعت فرصت دارد تا همه چیز را از دست بدهد؛ از کافه جزی که سالها با زحمت اداره کرده تا خانواده خودش. گانگستر رومانیایی که به او پول قرض داده، اکنون خواستار پرداخت بدهی است. واسطه و دوست سابقش، استلیوس را مجبور به انجام کارهای غیرقانونی میکند. همسرش به طور جدی به فکر ترک کردن اوست و صاحب یک باشگاه شبانه، بدون فکر کردن به عواقب کار، بالاخره شروع به ایستادگی برای حق خود میکند. کریسمس در راه است، زمان به سرعت میگذرد و درخت خانه استلیوس باید تزیین شود.