در سال ۱۸۸۵، در حالی که هنگ نظامی او برای مبارزه با قبایل شورشی درویش به سودان اعزام میشود، ستوان بریتانیایی هری فاورشام از سمت خود استعفا میدهد تا در انگلستان در کنار نامزدش مری باروز بماند. دوستان و همقطارانش، جان دورنس، پیتر باروز و تام ویلوبی، او را ترسو میخوانند و چهار پر سفید به نشانه بزدلی به او میدهند. نامزدش مری نیز پر چهارم را اضافه کرده و نامزدیشان را به هم میزند. با این حال، ستوان سابق فاورشام تصمیم میگیرد با جنگیدن در سودان با هویتی پنهان، شرف خود را بازپس گیرد.