مایا، دختری ۲۸ ساله و کلهشق با جاهطلبیهای هنری است؛ چیزی که کاملا با خواستههای پدرش، اد، تضاد دارد که میخواهد دختری مطیع برای اداره مغازه خانوادگی باشد. اد زمانی شوکه میشود که مایا استقلالطلبی خود را یک قدم فراتر میبرد و تصمیم میگیرد برای الهام گرفتن به آفریقا سفر کند و با نامزدی بازمیگردد که آن چیزی نیست که به نظر میرسد.