قهرمان داستان، ولاد، مردی حدوداً چهل ساله است؛ او به عنوان نگهبان در یک آسایشگاه قدیمی که قرار است تخریب شود، زندگی و کار میکند. او آشکارا برای داشتن یک زندگی زاهدانه به این شغل نیاز دارد. یک شب زوجی متاهل به نامهای ورا و استاس در آسایشگاه ظاهر میشوند. آنها در حال فرار هستند و توسط دوستان و شرکای تجاری سابق استاس تعقیب میشوند. ولاد تصمیم میگیرد به آنها کمک کند، زیرا او نیز از گذشته خود پنهان شده است. هر شخصیت با مجازات اجتنابناپذیر برای انتخابهای اشتباه گذشتهاش تهدید میشود، اما آنها با کمک به یکدیگر، سعی در جبران این خطاها دارند.