خانواده وودز ده سال پس از مرگ جورج وودز، بزرگ خاندان ثروتمند خود، در یک کلبه ییلاقی جمع میشوند تا وصیتنامه او را بشنوند. همه برای به دست آوردن ثروت مورد انتظار وودز رقابت میکنند؛ از جمله خواهر طماع او و نوهاش، یک برادرزاده عجیب و دو برادرزاده جاهطلب، معشوقهاش و همسر دختر مفقودشدهاش به همراه نوه مبتلا به فراموشی آنها. پیش از آنکه وراث بتوانند ادعای خود را مطرح کنند، هر کدام باید از تحقیقات وکیل خانوادگی درباره ناپدید شدن مرموز مونا، دخترخوانده وودز، جان سالم به در ببرند. چرا مونا ناگهان پیش از مرگ وودز فرار کرد؟ آیا او برای تصاحب ثروتش ظاهر میشود یا ناپدید شدنش نتیجه یک توطئه بوده است؟ با پیشرفت داستان، اعضای خانواده علیه یکدیگر میشوند و قتل به ابزاری برای فاش کردن یک راز تاریک تبدیل میشود.