در شهر کوچکی در غرب فرانسه، در دوران اشغال توسط آلمان، یک اتاق توسط یک کاپیتان ورماخت به نام ورنر فون ابرناک مصادره میشود. خانهای که او اکنون در آن اقامت دارد، محل زندگی ژن جوان است که با آموزش پیانو امرار معاش میکند، به همراه پدربزرگش. این دو میزبان که بسیار آزردهخاطر شدهاند، تصمیم میگیرند با سکوت مطلق در برابر این اشغالگر مقاومت کنند. اما ورنر عاشق فرانسه و فرهنگ آن است و تلاش میکند آنها را متقاعد کند که نزدیکی آلمان و فرانسه به نفع هر دو ملت خواهد بود. به شکلی کاملا غیرمنتظره، ژن رفتهرفته عاشق ورنر میشود. همزمان، این افسر فرانسهدوست توهمات خود را از دست میدهد و در نهایت درمییابد که آنچه آلمان نازی واقعا میخواهد، به بند کشیدن فرانسه و خفه کردن فرهنگ آن است.