بیون به زادگاهش بازمیگردد و رستوران کوچکی برای فروش غذا و ماکگولی (شراب برنج سنتی) باز میکند. او یک نقلقول قابشده را روی دیوار نصب میکند که میگوید: «اگر اینجا ماکگولی بنوشید، کسانی که دلتنگشان هستید بازخواهند گشت.» زن جوانی به نام جو یونگ شروع به اقامت و کار در آنجا میکند. افرادی با داستانهای خاص خود در این رستوران گرد هم میآیند.