از زبان یک سخنران شوم، یک جامعه کوچک در آمریکای مرکزی دهه ۱۹۳۰ از «ماجرای هارپر» باخبر میشوند؛ داستانی که در آن جیمی هارپر جوان میبیند که زندگی آیندهدارش به لطف تهدید مواد مخدر جدیدی به نام ماریجوانا، به زندگی سرشار از فساد و قتل تبدیل میشود. در این مسیر، او از دوستدخترش مری و خود حضرت عیسی کمک میگیرد، اما همیشه خود را در آغوش «مرد علفی» و سایر ساکنان پاتوقهای مصرف مواد میبیند.